قطعه ای از پر پرواز کم است
قطعه ای از پر پرواز کم است
یازده بار شمردیم یکی باز کم است
این همه آب که جاری است نه اقیانوس است
عرق شرم زمین است که سرباز کم است
قطعه ای از پر پرواز کم است
یازده بار شمردیم یکی باز کم است
این همه آب که جاری است نه اقیانوس است
عرق شرم زمین است که سرباز کم است
شاید دعای مادرت زهرا بگیرد
آقا بیا تا با ظهور چشمهایت
این چشمهای ما کمی تقوا بگیرد
آقا بیا تا این شکسته کشتی ما
آرام راه ساحل دریا بگیرد
اقا بیا تا کی دو چشم انتظارم
شبهای جمعه تا سحر احیا بگیرد
پایین بیا خورشید پشت ابر غیبت
تا قبل از آن که کار ما بالا بگیرد
آقا خلاصه یک نفر باید بیاید
تا انتقام دست زهرا را بگیرد
فرض کن حضرت مهدی(عج)به توظاهرگردد
ظاهرت هست چنانیکه خجالت نکشی؟
باطنت هست پسندیده ي صاحب نظری؟
خانه ات لایق اوهست که مهمان گردد؟
لقمه ات درخوراوهست که نزدش ببری؟
پول بی شبهه وسالم زهمه داراییت
داری آن قدرکه یک هدیه برایش بخری؟
حاضری گوشی همراه توراچک بکند؟
باچنین شرط که درحافظه دستی نبری!
واقفی برعمل خویش توبیش ازدگران
می توان گفت توراشیعه ي اثناعشری؟
چه لحظه های غریبی که بی تو میگذرند چه روزگارعجیبی است بی تو ای محبوب
چقدربی تو به غربت شکست خاطرخاک نیامدی وعطش درعطش زبانه کشید
نیامدی وزمین شعله شعله درتب شد نشست خاطرآیینه هابه آه ملال
شکست خلوت آدینه ها به زمزم اشک چقدر بی تو به حسرت دلم لبالب شد
نسیم نرگسی از گلشنی نمی خیزد که تا به دامنش اندوه من بیامیزد
کسی کجاست غریب آشنا در این غربت؟ که از تبسم او روزگار تازه شود
و از شمیم نفس های اوغزل خیزد تمام ثانیه ها بی تو میرود غمناک
ولحظه ها همه بی مهر تو غروب آلود دلم هوای تو کرده است ای سخاوت محض
دلم هوای تو کرده است ای حلاوت وصل دلم هوای تو کرده است باتمامت عشق
دلم هوای تو کرده است با تمام وجود تودرکدام دیاری توبا کدام بهار؟
تودر کجای زمینی چه دیر شد دیدار نشان کوی تو پرسیم از کدامین یار؟
زمین کویر تب آلوده ایست طوفان خیز زمان خزان غم انگیز بی تو در تکرار !
بیا که مژده وصلت زمان به رقص آرد بیاوداغ دل از خاطرزمین بردار !
عاشقم عاشق دیدار و لقایت مهدی رخ نما تا که کنم جان بفدایت مهدی
جان دهم تا شنوم بانگ اناالمهدی تو عاشقم عاشق آن صوت و ندایت مهدی
بیدلم دلشده خسته به راهت بازآ بیقرارم که رسد بانگ رسایت مهدی
پرده از چهره گشا تا که دهم جان به رهت تا که قربان شوم و کشته به پایت مهدی
اذن رؤیت بده تا آنکه غلامت گردم تا شوم خاک در صحن و سرایت مهدی
خواهم از درگه حق رخصت زود آمدنت میکنم هر دم و هر لحظه دعایت مهدی
انتظارم همه دم تا که رسد دیدارت چشم به راهم من دلخسته برایت مهدی
مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــژده!
مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــژده!
مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــژده!
فراخوان ثبت نام سپاه آخرالزمانی امام عصر(عج) -» ویژه جوانان ایرانی
امام عصر(عج) در نظر دارد برای تکمیل سپاه آخرالزمانی خود از جوانان غیور ایران زمین ثبت نام به عمل آورد.
این سپاه باید متشکل از 313 سرباز مخلص باشد تا پروژه ظهور حضرت تکمیل گردد.
شرایط ثبت نام:
1- ایمان
2- تقوا
3- عمل صالح
مدارک مورد نیاز:
1- شش قطعه عکس زمینه سفید از آیینه قلبتان
2- شناسنامه معرفت علمی و عملی به آقا امام عصر(عج) و دو کپی از آن
3- کارت معافیت از گناه یا پایان دوره معصیت
4- توبه نامه معتبر ممهور به مهر امام سوم امام حسین(ع)
5- واریز فیش به مبلغ 1000 صلوات به حساب انتظار نزد بانک ظهور
6- گواهینامه اسلام قلبی و اعتقاد راسخ به حضرت
»»» از متقاضیان واجد شرایط و مدارک ثبت نام در خواست رسمی به عمل می آید که هرچه
زودتر به نزدیک ترین قرارگاه امام عصر (عج) مراجعه فرمایند.
قرارگاه ها: 1- مسجد 2- حسینیه 3- حرم های مطهر 4- بسییج و سایر ارگان های ارزشی
لبیک یا مهدی
ساعات عمرمن همگی غرق غم گذشت
دست مرا بگیرکه آب ازسرم گذشت
مانند مرده ای متحرک شدم بیا
بی تو تمام زندگی ام درعدم گذشت
می خواستم که وقف تو باشم تمام عمر
دنیا خلاف آنچه که می خواستم گذشت
دنیاکه هیچ،جرعه ی آبی که خورده ام
از راه حلق تشنه ی من مثل سم گذشت
بعدازتوهیچ رنگ تغزل ندیده ام
ازخیرشعرگفتن حتی قلم گذشت
تا کی غروب جمعه ببینم که مادرم
یک گوشه بغض کرده که این جمعه هم گذشت
مولا،شمار درد دلم بی نهایت است
تعداد درد من به خدا از رقم گذشت
حالا برای لحظه ای آرام می شوم
ساعات خوب زندگی ام در حرم گذشت
سروده سیدحمیدرضا برقعی
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
چشم بیمار تو را دیدم و بیمار شدم
ادامه در ادامه مطلب
ای که دائم به جهان منتظر منتظری
گیری از مردم دانا ز ظهورش خبری
*******
روز و شب ذکر زبان تو بود یا مهدی
در فراقش غم دل داری و اشک بصری
*******
فرض کن، حضرت مهدی به تو ظاهر گردد
بر در خانه و یا بر سر کوی و گذری
*******
ظاهرت هست چنانی که خجالت نکشی
باطنت هست پسندیده ی صاحب نظری؟
*******
دیده ای هست تو را قابل دیدار امام
می توانی تو به خورشید جمالش نگری؟
*******
خانه ات لایق او هست که مهمان گردد؟
لقمه ات در خور او هست که نزدش ببری؟
*******
پول بی شبهه و سالم ز همه دارائیت
داری آنقدر که یک هدیه برایش بخری؟
*******
گر بپرسد ثمرت چیست تو از طول حیات
داری از بهر ارائه سند مختصری؟
*******
ور بپرسد عملت چیست ز بگذشتن عمر
در عملکرد تو باشد عمل معتبری؟
*******
برده ای نان و غذا بهر مساکین یک شب
یا تو داری ز یتیمان و فقیران خبری؟
*******
در پی امر به معروف و نهی از منکر
بوده ای بهر محبان ولایت سپری؟
*******
هیچ گه داشته ای بهر ظهور حضرت
ناله نیمه شب و ذکر دعای سحری؟
*******
آن چنان هست که افسرده و غمگین نشوی
گر بگیرد " سِمت تو" بدهد بر دگری؟
*******
داری آمادگی آنکه اگر حضرت خواست
از سر مال جهان بهر خدا در گذری؟
*******
واقفی از عمل خویش تو بیش از دگران
می توان گفت تو را شیعه اثنی عشری ؟
*******
گر از این جمله که گفتم همه را دارایی
خوش به حال تو که خود ساخته و منتظری
*******
ور از این گفته تو را هست قصوری بیگی
توبه کن بلکه ز محبوب بیابی اثری

تا لنگ ظهر، ما همه خوابیم جمعه ها
از تخت خویش، روی نتابیم جمعه ها
بگذارمان به گوشه ای و دستمان نزن!
مانند خاک خورده کتابیم جمعه ها
شش روز هفته آب روانیم ـ جو به جو ـ
اینک مجویمان که سرابیم جمعه ها
افتاده ایم کنجی ـ تعطیل و بی خیال ـ
بیزار از سوال و جوابیم جمعه ها
شش روز هفته ـ مثل فلان! ـ کار کرده ایم
بنشین! نرو! کجا بشتابیم جمعه ها؟
شش روز هفته در پی اینها دویده ایم
بشمارمان که اهل حسابیم جمعه ها
شش روز هفته یکسره گردیده ایم تا
جایی برای خواب بیابیم جمعه ها
وقت غروب... آه، چه دلتنگ می شویم!
از فکر شنبه ها به عذابیم جمعه ها
ای یار غار! باز بیار آن تغار را!
تا بعد خواب کشک بسابیم جمعه ها
گفتند: صبح جمعه می آید امام عصر
تا لنگ ظهر، ما همه خوابیم جمعه ها!
سلاحم فکرت ودینم مسلمان هادیم قران
*** اللهم عجل لولیک الفرج***
۱)
چه انتظار عجیبی!
تو بین منتظران هم ،عزیز من چه غریبی!
عجیبتر که چه آسان، نبودنت شده عادت!
چه کودکانه سپردم دل به قصه قسمت!
چه بی خیال نشستیم، نه کوششی ،نه وفایی ،
فقط نشسته و گفتیم:
"" خدا کند که بیایی!""
بقیه در ادامه مطلب
اگر دعای من امشب به آسمان برسد
گمان كنم كه خدا هم به دادمان برسد
چه حرف ها که شنیدم به جرم خواستنت